تاریخ تحول خط و زبان در ایران (بخش اول)_5ed01cc3bf9a4.jpeg

تاریخ تحول خط و زبان در ایران (بخش اول)

این مطلب را به اشتراک بگذارید
اشتراک گذاری در telegram
تلگرام
اشتراک گذاری در whatsapp
واتس آپ
اشتراک گذاری در email
ایمیل

زبان پدیده‌ای اجتماعی است که با تحولات اجتماع دگرگون می‌شود. این وسیلهٔ ارتباطی هم در قالب نشانه‌های آوایی و هم در قالب نشانه‌های دیداری تحقق می‌یابد؛ نشانه‌های آوایی گفتار را می‌سازند و نشانه‌های دیداری نوشتار را.

«خط برای نمایاندن زبان به وجود آمده است و اساساً به سه گروه اندیشه‌نگار (idiograph) ، واژه‌نگار (logograph) و خط الفبایی تقسیم می‌شود. در خط اندیشه‌نگار هر علامت برای نمایاندن یک شیء، یک پدیده یا یک تصور به کار می‌رود. خط مصریان قدیم و بسیاری از قبایل سرخ‌پوست آمریکا نیز از این نوع خط است. در خط واژه‌نگار هر علامت در مقابل یک واژه با یک واحد کوچک دستوری قرار می‌گیرند مانند خط چینی و سوم خط الفبایی که علایم یا حروف آن در مقابل صداها قرار می‌گیرند مانند خط فارسی و اکثر قریب به اتفاق خطوطی که در جوامع متمدن شناخته شده‌اند».

زبان را با هر خطی می‌توان نوشت و تغيير خط نمی‌تواند به زبان آسیبی بزند. مثل زبان سومری که به خط میخی نوشته می‌شد و مثال امروزی‌تر و نزدیکتر آن الفبای روسی سیریلی (cyrillic) و رومی است که خط طبقهٔ مسلط اقتصادی و سیاسی بود، بر شمار کثیری از زبان‌های آسیایی که خطوطی کاملاً قابل استفاده داشتند تحمیل شد (گاور، ۱۳۶۷، ص ۳۳). هر زبانی در هر زمان در حال تحول است و از جهات مختلفی تغییر می‌کند. آواها و شیوهٔ ترکیب آنها با وضع پیشین تفاوت می‌کند و آواهایی جدید با قوانین واج‌آرایی نوین در زبان معمول می‌شود. به طور کلی صورت قدیمی زبان رفته رفته از رواج می‌افتد تا یکسره فراموش شود.

اما این‌که در طی چه زمانی این اهداف برای بشر حاصل شده و چه مدت لازم بوده است تا زبان آن‌قدر کامل شود که همهٔ نیازمندی‌های اجتماعی بشر را برآورد، پرسشی است که به آن پاسخ صریحی نمی‌توان داد و شاید هرگز دانش ما به یافتن این پاسخ کامیاب نشود. این‌قدر می‌توان گفت که ساختمان بدنی انسان و استعداد آن در ایجاد صوت‌های متعدد و گوناگون او را در کشف و پرورش این وسیلهٔ ارتباط یاری کرده است.

نوع دیگری از وسیلهٔ ارتباط ذهنی میان افراد بشر خط و کتابت است. در واقع خط وسیله‌ای است که به انسان کمک می‌کند تا بر محدودیت زمانی و مکانی غلبه کند. انسان‌های غارنشین ابتدا برای بیان چیزی، تصویر آن را می‌کشیده‌اند. بعد آن تصویر را ساده‌تر کرده‌اند و سپس همان تصویر ساده، به نشانه‌ای قراردادی تبدیل شده است. امروزه بیشتر خط‌هایی که می‌شناسیم، مثل لاتینی، یونانی، روسی، و هم‌چنین خط‌های مختلف هندی، عربی و عبری، خط‌هایی مبتنی بر علایمی هستند که هر یک آوایی از آواهای زبان را بازتاب می‌دهند.

ملت‌های گوناگون به دو گروه: دارای خط و فاقد خط تقسیم می‌شوند، و این امر دلیل بر ارزش خط است. در تحقیقات تاریخی هر زبان می‌باید تمام مدارک و اسناد مربوط به آن زبان‌ها را در طول زمان‌های مختلف جمع‌آوری و سپس به ترتیب تاریخی آنها را منظم و مرتب کرد و سپس با توجه به شباهت‌ها و تفاوت‌های ساختاری و صوتی زبان به کار رفته در این اسناد و مدارک و با مقایسهٔ صورت‌های مختلف زبانی، آنها را طبقه‌بندی کرد تا مشخص شود که هر زبان از گذشته تا امروز دست‌خوش چه تحولات و تغییراتی شده است.

در میان زبان‌های هند و اروپایی، زبان فارسی این ویژگی را دارد که می‌توان آن را از قرن ششم قبل از میلاد تا زمان حاضر به طور پیوسته بررسی کرد.

با در نظر گرفتن ویژگی‌ها و مختصات زبانی قدیمی‌ترین آثار و مدارک بازمانده از زبان‌های ایرانی (یکی از شاخه‌های زبان‌های هند و اروپایی) تا زمان حاضر، می‌توان تحولات تاریخی زبان‌های ایرانی را به سه دورهٔ مهم به شرح زیر تقسیم کرد:

١. دورهٔ باستان

٢. دورهٔ میانه

۳. دورهٔ جدید

البته این تقسیم‌بندی بیشتر ناظر به ساختمان زبان و درجهٔ تحول آن است و چون تحول زبان ناچار در طی زمان انجام می‌گیرد می‌توان حدود تقریبی هر دوران را چنین دانست:

١. دورهٔ باستان: (آغاز هزارهٔ دوم قبل از میلاد تا قرن‌های چهارم و سوم قبل از میلاد) این دوره از قدیمی‌ترین زمانی که آثار و نوشته‌هایی به زبان‌های ایرانی به جا مانده آغاز می‌شود و تا انقراض هخامنشیان ادامه پیدا می‌کند. آثار و مدارکی که از قدیمی‌ترین دورهٔ زبان‌های ایرانی در دست داریم متعلق به دورهٔ باستان است. پیش از آن که آریاییان به سرزمین تاریخی خود بیایند و نام خود را به این کشور بدهند در قسمت غربی و جنوب غربی ایران کنونی ملت‌های دیگری زندگی می‌کردند که هر یک از قرن‌ها پیشتر تمدن و فرهنگی خاص و درخشان ایجاد کرده و زبان و ادبیاتی داشتند که ایرانیان باستان، با زیرکی، از هرکدام به طریقی بهره‌مند شدند. در این دوره زبان‌های متعددی در ایران به کار می‌رفت. که می‌توان با توجه به پیشینهٔ زمانی هریک آنها را به دو بخش زبان‌های ایرانی و زبان‌های غیر ایرانی تقسیم کرد. زبان‌های غیر ایرانی این ملت‌ها عبارت بودند از: سومری، عیلامی، سامی.

زبان‌های سومری کهن‌ترین زبان نوشته شده نوع بشر است. قومی که سومری خوانده می‌شود از قدیمی‌ترین زمان در مصب رودهای دجله و فرات یعنی فاصلهٔ میان بابل قدیم و خلیج فارس مستقر شده بود. خط میخی از اختراعات سومریان است. این خط دارای اشارات هجایی، اشارات آوایی و نمودار خطی است. زبان عیلامی، مانند سومری با هیچ یک از زبان‌های باستانی یا جدید خویشاوندی ندارد. عیلامی‌ها در منطقهٔ کوهستانی که از بین‌النهرین تا فلات ایران گسترده است و رشته کوه‌های زاگرس و لرستان و خوزستان کنونی را شامل است مسکن داشتند.

در ادامه بخوانید:  نظری به سابقۀ تاریخی کتابت قرآن

کهن‌ترین آثار این زبان به خطی تصویری نوشته شده و متعلق به میانهٔ هزارهٔ سوم پیش از میلاد است. پس از آن کتیبه‌های عیلامی به خط میخی است که تاریخ آنها میانهٔ قرن‌های ۱۶ تا ۸ پیش از میلاد است. در مرحلهٔ سوم، زبان عیلامی که هم‌چنان به خط میخی نوشته می‌شد تا مدتی یکی از زبان‌های رسمی شاهنشاهی هخامنشی بود. سنگ‌نوشته‌های شاهنشاهان این خانواده بیشتر به سه زبان پارسی، عیلامی، اکدی است.

قدیمی‌ترین زبان شاخهٔ سامی، اکدی است که آثار بازمانده از آن متعلق به ۲۸۰۰ سال پیش از میلاد است. پس از آن که ایرانیان به فرماندهی کورش بابل را تسخیر کردند، دیگر زبان اکدی چندان زمانی در گفتار باقی نماند و از قرن چهارم پیش از میلاد تا مقارن آن، تنها زبان کتابت و دین بود. در این دوران زبان آرامی جای زبان اکدی را در گفتار گرفت. خطی که زبان‌های اکدی به آن نوشته می‌شد، همان خط معروف به میخی بود.

پس از دوران هخامنشیان، کم کم زبان آرامی جانشین همهٔ زبان‌های سامی شمالی، یعنی اکدی و فنیقی و عبری شد و حتی در کتابت و ادبیات، از بسط زبان یونانی در آسیا جلوگیری کرد. دورۂ کمال توسعهٔ زبان آرامی میان‌سالهای  ۳۰۰ قبل از میلاد تا۶۵۰  میلادی است. ازاین تاریخ به بعد زبان عربی (یکی دیگر از زبان‌های سامی) جای زبان آرامی را گرفت و آن را از رواج انداخت.

زبان آرامی به دو شاخهٔ شرقی و غربی تقسیم می‌شود. این دو شاخه از نظر ساختمان و واژگان به هم نزدیک‌اند اما به سبب اختلافات در زمان و مکان رواج و اختلاف گویندگان آنها در دین و تمدن و خاصه خط، باید از یکدیگر جدا شمرده شوند. شاخهٔ شرقی آرامی با ایران و زبان‌های ایرانی رابطه دارد. نوشته‌هایی به خط کهن آرامی در بین‌النهرین یافت شده که متعلق به قرن سوم میلادی است و همین خط تحول یافتهٔ آرامی است که بعدها زبان‌های پهلوی و سغدی و سپس اویغوری را با آن ثبت کرده‌اند. در دوران باستان زبان آرامی را به خط میخی هم نوشته‌اند.

سریانی شاخه‌ای از آرامی است که در شهر اِدِس یا رُها (اورفه کنونی) در شمال بين‌النهرین مقام زبان ادبی یافته بود. شهر رُها از مراکز سیاسی قدیم بود و از قرن دوم میلادی که مردم آن به آیین مسیح گرویدند مرکز علمی و فرهنگی مسیحیت در شرق شد. مسیحیان ایران در شاهنشاهی ساسانی این زبان را به کار می‌بردند. خط سریانی از خط آرامی مشتق شده و دارای شیوهٔ خاص تحریری است که در آن حرف‌های هر کلمه، به هم متصل می‌شوند.

زبان‌های ایرانی دورهٔ باستان شامل چهار زبان می‌شود که از آنها کم و بیش اسناد مکتوب در دست یا به طور غیر مستقیم از آنها اطلاعی در اختیار است. این چهار زبان عبارت‌اند از: مادی، سکایی، اوستایی و فارسی باستان.

زبان مادی: شاهنشاهی ماد نخستین دولت ایرانی در ایران غربی است که به موجب سالنامه‌های دولت‌های بین‌النهرین و نوشته‌های هرودت، مورخ یونانی، از آن اطلاعاتی وجود دارد. اما هیچ نوشته‌ای از زبان مادی برجای نمانده و تنها چند کلمه در نوشته‌های یونانی یا پارسی باقی مانده است.

زبان سکایی: سکاها طوایفی ایرانی بودند که بخشی از آنها در مناطق وسیعی از شمال و شمال شرقی ایران می‌زیستند. زبان سکایی قرابت‌هایی با زبان‌های مادی و فارسی باستان داشته است. از صورت باستانی زبان سکایی، نوشته یا اثر مستقلی در دست نیست. اما نام‌های خاص کسان و جای‌ها در کتیبه‌ها و سکه‌های فارسی باستان، یونانی و لاتین و هندی ضبط شده است.

زبان فارسی باستان: فارسی باستان نامی است که به زبان سنگ‌نوشته‌های شاهنشاهان هخامنشی اطلاق می‌شود. این زبان در نواحی جنوبی ایران (ایالت فارس) رواج داشت و به همین دلیل به آن فارسی باستان می‌گویند.

مقداری از لغات فارسی باستان نیز که وارد زبان آرامی شده بوده، حفظ شده است. کمی اطلاع ما از این زبان بیشتر به این سبب است که زبان اداری پادشاهان هخامنشی که قلمرو پهناور خود را با آن اداره می‌کردند، زبان آرامی بوده که از خانوادهٔ زبان‌های سامی است. به کار رفتن آرامی در امپراتوری هخامنشیان به این سبب بوده که دبیران دیوانی بیشتر از مردم بین‌النهرین بودند و زبان و خط آرامی را، که از مدت‌ها قبل در نوشته‌های اداری و غیراداری به کار می‌رفت و استوار شده بود، حفظ کرده بودند. فارسی باستان ظاهراً، قبل از آن که هخامنشیان کتیبه‌های خود را به آن بنویسند، فاقد خط بوده و نوشته نمی‌شده است. این زبان تقریباً تا قرن سوم قبل از میلاد و شاید تا مدت‌ها بعد متداول بوده است، اما بعد از سقوط هخامنشیان از آن اطلاعی در دست نیست.

آثاری که از زبان پارسی باستان به جای مانده همه به خط میخی است و خط میخی پارسی از خط میخی اکدی مأخوذ است. خط فارسی باستان نشانه‌هایی هم برای اعداد داشته که تنها برخی از آنها به ما رسیده است.

در ادامه بخوانید:  زوال هنر خط در قرن چهاردهم

زبان اوستایی: زبان اوستایی یکی از زبان‌های شرقی فلات ایران است که کتاب‌های مقدس آیین زردشتی به آن نوشته شده. آنچه امروز از این زبان به عنوان اوستا باقی مانده مجموعهٔ پنج بخش به نام‌های یسنا، يشتها، ویسپَرَد، وندیداد و خرده اوستا است. این زبان از لحاظ قواعد دستوری بسیار کهنه و مهجور است و از این رهگذر کم و کاستی از سنسکریت ودایی ندارد.

خط اوستایی، که به احتمال قوی در اواخر دورهٔ ساسانیان (قرن ۶ م) ابداع شده، یکی از دقیق‌ترین و مناسب‌ترین خط‌های جهان برای ثبت صوت‌های ملفوظ، یعنی واک‌های یک زبان است. این خط که بر اساس خط آرامی پهلوی وضع شده و «دین دبیری» یعنی «خط دینی» خوانده می‌شود ۴۸ حرف دارد که از آن جمله ۱۴ نشانه برای مصوت‌ها و ۳۴ نشانه برای صامت‌ها و نیم‌مصوت‌هاست.

این خط از روی خط پهلوی کتابی (خطی که کتاب‌های پهلوی بدان نوشته شده) و زبوری (خطی که در ترجمهٔ زبور به پهلوی به کار برده شده) ساخته شده است. این خط برای هر یک از آواهای زبان اوستایی نشانه‌ای ویژه دارد. خط اوستایی از راست به چپ نوشته می‌شود و هر کلمه با نقطه‌ای از کلمهٔ دیگر جدا می‌شود.

از روی قرائن می‌توان به چند زبان دیگر در دورهٔ باستان پی برد؛ از زبان‌هایی که در دورهٔ میانه از آنها اثری در دست است می‌توان از زبان‌های زیر نام برد: مثل زبان سغدی که در گفتار بعدی به آن اشاره خواهد شد و هم‌چنین زبان «پارتی باستان» که گویش کهن دیگری منشعب از «ایرانی باستان» بوده و با پارسی باستان قرابت بسیار داشته است و از آن زبان «پَرتَوی» یا «پهلوانیک» منشعب شده است.

٢. دورهٔ میانه: (از آغاز پادشاهی اشکانیان تا آغاز اسلام) بعضی از زبان‌های این دوره تا قرن سوم هجری (اواسط قرن دهم میلادی) رواج داشته است. زبان‌هایی که حد فاصل بین زبان‌های باستانی و زبان‌های دورهٔ اخیر ایران‌اند، زبان‌های دورهٔ میانه نامیده می‌شود. این حدود زمانی کاملاً تقریبی است و برای تعریف این اصطلاح کفایت نمی‌کند. گرچه «ایرانی میانه» شامل زبان‌هایی است که در این دورهٔ تاریخی متداول بوده است اما بیشتر ناظر به ساختمان این زبان‌هاست.

با توجه به این که از نظر تاریخی دورهٔ زبان‌های باستانی با انقراض هخامنشیان در سال ۳۳۰ قبل از میلاد به پایان می‌رسد و دورهٔ میانه نیز از ۲۵۰ قبل از میلاد، که سرآغاز حکومت اشکانیان است، شروع می‌شود، فاصله‌ای قریب یکصد سال میان این دو دورهٔ تاریخی زبان‌های ایرانی وجود دارد که در تتبعات تاریخی زبان فارسی به «سال‌های تاریک» معروف است. زیرا پس از بر افتادن هخامنشیان به دست اسکندر طولی نکشید که اسکندر درگذشت و سرزمین‌های تحت تسلط وی میان سردارانش تقسیم شد و فرمانروایی ایران زمین نصیب یکی از سرداران اسکندر موسوم به «سلوکوس» گردید. سلوکوس و اعقابش قریب صد سال در ایران حکومت کردند که در تاریخ ایران به دوران سلوکی‌ها معروف است. مسلم است که به دلیل یونانی بودن فرمانروایان سلوکی زبان و خط ایرانی کمتر مورد توجه دستگاه حاکمه بود و همین عامل موجب رواج و تأثیر زبان، فرهنگ و هنر یونانی در زبان، فرهنگ و هنر ایرانی گردید. تأثیر مختصات خط یونانی در خطوط ایرانی ابداع شده در دورهٔ میانه نیز به همین دلیل بود.

زبان‌های ایرانی دورهٔ میانه، زبان‌هایی‌اند که در فاصلهٔ تأسيس سلسلهٔ اشکانی (۲۵۰ ق.م) تا انقراض سلسلهٔ ساسانی (۶۵۱ م) به کار می‌رفتند. شاهنشاهی ساسانی بیش از چهار قرن دوام داشت. این دولت بر پایهٔ دین کهن ایرانی یعنی دین زرتشت استوار بود.

اما از رهگذر دو دین مانوی و بودایی در نواحی آسیای مرکزی و شرقی (ولایت‌های شرقی ایران) و آیین مسیح، آثاری از زبان‌های ایرانی میانه نیز برجا مانده که با این دستگاه‌های دینی ارتباط دارد. گذشته از اینها فارسی میانه تنها زبانی است که بیشترین مقدار سند از آن باقی مانده است. تعدادی سکه‌های نوشته‌دار، کتیبه‌های روی ظروف، مهرها و سنگ‌های قیمتی و هم‌چنین کتیبه‌هایی که پادشاهان ساسانی و رجال آن دوران بر سنگ کنده‌اند، باقی مانده است. تمام این آثار چه به شکل کتیبه و چه به شکل نسخه به گونه‌های مختلف خط فارسی میانه (پهلوی) نوشته شده‌اند.

دورهٔ میانه در زبان‌شناسی ایران قرن‌های چهارم و سوم قبل از میلاد تا قرن‌های هشتم و نهم میلادی را دربر می‌گیرد. از این دوره آثاری به زبان‌های فارسی میانه، پارتی، سغدی، خوارزمی و سکایی در دست است و با کشفیات اخیر در افغانستان آثاری از یک زبان دیگر ایرانی میانه، یعنی بلخی یا تخاری پیدا شده است.

به استثنای اسناد سکایی که به خط براهمی که اصل آن از هند است و بعضی قطعات منفرد به گویش‌های تخاری و هفتالی (هیطالی) که به یک گونهٔ محلی از خط یونانی نوشته شده‌اند ، تمام اسناد دیگر زبان‌های ایرانی میانه به خط‌هایی که از آرامی مشتق شده کتابت شده‌اند.

از میان زبان‌های متعددی که در ایران دورهٔ میانه به کار می‌رفتند آثار و اسناد مکتوبی از زبان‌های پهلوی اشکانی، پهلوی ساسانی، سغدی، سکایی، بلخی و خوارزمی باقی مانده است این زبان‌ها با توجه به مختصات و ویژگی‌های ساختاری و موقعیت و محدودهٔ جغرافیایی‌شان به دو گروه اصلی به شرح زیر تقسیم می‌شوند: زبان‌های گروه شرقی ، زبان‌های گروه غربی.

شما میتوانید آخرین مطالب ما را از طریق تلگرام و اینستاگرام نیز دنبال کنید. برای عضویت در کانال تلگرام و اینستاگرام آکادمی آرنگ روی دکمه زیر کلیک کنید. همچنین فیلم ها با کیفیت های مختلف در یوتیوب هم قرار دارد.
مطالب زیر را حتما بخوانید

تاریخ اختراع خطوط باستانی

در اساطیر و متون باستانی ایران در روایات زرتشتی پهلوی آمده است که ایرانیان قدیم خط و طریقه نگارش را می‌دانستند و اختراع خط را

استفاده از خطوط در ترکیب بندی

همانطور که در مطالب قبلی درباره ترکیب بندی در عکاسی صحبت کردیم؛ می‌خواهیم در این مطلب به شما بگوییم که چگونه استفاده از خطوط در

دیدگاهتان را بنویسید