تاریخ تحول خط و زبان در ایران (بخش دوم)

این مطلب را به اشتراک بگذارید
اشتراک گذاری در telegram
تلگرام
اشتراک گذاری در whatsapp
واتس‌آپ
اشتراک گذاری در email
ایمیل
اشتراک گذاری در pinterest
پینترست
اشتراک گذاری در twitter
توئیتر
اشتراک گذاری در facebook
فیس‌بوک
اشتراک گذاری در linkedin
لینکدین

در مطلب قبل در مورد زمان تحول و تطور خط و زبان فارسی صحبت کردیم. در این مطلب نیز به ادامه آن موضوع می پردازیم.

زبان‌های گروه شرقی: زبان‌های سغدی، سکایی، بلخی و خوارزمی است.

زبان سغدی: این زبان در ولایت سغد قدیم (سمرقند و بخارا) رواج داشت و به دلیل نفوذ بازرگانی سغدیان در مسیر جادهٔ ابریشم، زبان رابط بین فرهنگ‌های شرق و غرب آسیا بود و تا چین نیز نفوذ داشت.

در میان گروه‌های سغدی زبان که در سرزمین ترکستان شرقی مستقر

۳. نمونهٔ یک متن سغدی

شدند چندین مذهب رواج یافت: آیین بودایی، آیین مانوی و آیین مسیحی. متون متعدد مذهبی از زبان‌های چینی، سنسکریت، سریانی و فارسی میانه به سغدی ترجمه شدند. این متون (متعلق به قرن‌های هشتم تا دهم میلادی) که در آغاز قرن بیستم در ترکستان شرقی یافته شد، نخستین اسناد سغدی است که به دست دانشمندان رسید (ارانسکی، ۱۳۷۸، ص ۸۵). به همین دلیل می‌توان آثار بازمانده از زبان سغدی را به چهار دستهٔ سغدی مانوی، سغدی بودایی، سغدی مسیحی و سغدی غیر دینی تقسیم کرد. تفاوت این زبان‌ها سطحی است و تنها از طریق ویژگی‌های خاص خطوطی که این گروه‌های مذهبی اختیار کرده‌اند قابل توجیه است. آنچه مسلم است این خطوط همه در یک دوره به وجود نیامده‌اند و بنابراین نمودار دوره‌های مختلف تحول زبان سغدی‌اند. زبان سغدی تا قرن ششم هجری باقی بود ولی از آن تاریخ به بعد در اثر نفوذ زبان فارسی و ترکی از میان رفت. اثر زنده از این زبان که دنبالهٔ زبان سغدی محسوب می‌شود، گویش سغدی به نام بغنابی است که در تاجیکستان به کار می‌رود.

خط سغدی که از چپ به راست نوشته می‌شود، هم‌خانواده با الفبای سریانی است، لیکن این گونه قرابت، یعنی خویشاوندی سریانی و سغدی، مربوط به دوره‌های بسیار قدیمی‌تر و نوع نامعلومی از خط آرامی است، و آن دو خط به طور مستقل و موازی رشد یافته‌اند. در خط سغدی برای مصوت‌های کوتاه نشانهٔ خاصی وجود ندارد و تنها سه حرف (ا. و.ی) برای واک‌های مصوت بلند هست.

زبان سکایی (ختنی): زبان سکایی به گویش‌های قبایل متعدد سکاها که در طول دو هزار سال (هزارهٔ اول ق‌م و هزارهٔ اول م) در منطقهٔ میان سواحل دریای سیاه تا مرزهای چین زندگی می‌کردند اطلاق می‌شود. سکاها یکی از اقوام دلاور ایرانی بودند که از حدود ۶۰۰ قبل از میلاد در نواحی وسیعی از آسیای مرکزی و جلگه‌های روسیه جنوبی می‌زیستند. آثار به دست آمده از آنها مؤید این نکته است که اقوام سکایی به چندین گویش تکلم می‌کردند.

«سکایی در حال حاضر به زبان متن‌های ایرانی که به خط براهمی از حفريات باستان‌شناسی قرن بیستم در ختن و دیگر قسمت‌های ترکستان شرقی به دست آمده‌اند، اطلاق می‌گردد. زبان این متون که تاریخ آنها میان قرن‌های پنجم تا دهم میلادی است و قسمت عمدهٔ آنها ترجمهٔ آثار بودایی سنسکریت (به شعر و نثر) است “هندی – سکایی” یا بر اساس محل کشف قسمت عمدهٔ اسناد “سکایی، ختنی” یا تنها “ختنی” نیز نامیده شده است».

عمده‌ترین بخش متن‌های سکایی (ختنی) از سنسکریت ترجمه شده‌اند و به همین دلیل مقدار زیادی واژه‌های هندی (واژه‌های مربوط به آیین بودا) در آنها دیده می‌شود. زبان ختنی در دو حالت متفاوت و مشخص شناخته شده است:

یکی کهنه و دیگری به نسبت نوتر. ختنی کهن نزدیک به زبان‌های باستانی است و از روی حروف براهمی هندی به دشواری می‌توان آن را باز دانست.

زبان خوارزمی: زبان خوارزمی خویشاوند زبان سغدی است. از زبان خوارزمی اسناد کمی باقی مانده است. خوارزمی زبان متداول ولایت خوارزم بوده است و ظاهراً تا قرن هشتم هجری صورت جدید آن رواج داشته است. خط خوارزمی نیز مانند خطوط ایران و آسیای مرکزی مشتق از آرامی و دارای هزوارش بوده است. این زبان از روی کلمات و جمله‌هایی که در متن یا حاشیهٔ کتاب‌های عربی ثبت شده است و به خط عربی – فارسی است، شناخته می‌شود. قدیمی‌ترین آثار بازمانده از زبان خوارزمی در حفریات «توپراق قلعه» یافت شده است که مربوط به قرن سوم میلادی است. به نوشتهٔ ابوریحان بیرونی، زبان خوارزمی در زمان او زبانی زنده بوده است. لغات و اصطلاحات مربوط به نجوم و تقویم خوارزمی نیز در آثار عربی بیرونی باقی مانده است. «زبان خوارزمی با زبان‌های دیگر ایرانی میانه شرقی یعنی، سغدی، سکایی (ختنی) و بلخی قرابت و شباهت فراوانی دارد».

در ادامه بخوانید:  نظری به سابقۀ تاریخی کتابت قرآن

بلخی (طخاری): سرزمین بلخ باستان را قبایل سکایی و تخاری هنگام مهاجرت‌هایشان در قرن دوم قبل از میلاد تصرف کردند. طخارستان نامی است که از قدیمی‌ترین زمان بر یکی از شرقی‌ترین ولایت‌های ایرانی‌نشین اطلاق می‌شده که هم مرز استان‌های غربی چین بوده است. از زبان بلخی آثار زیادی در دست نیست و اسنادی که از ناحیه «سرخ کتل» در شمال افغانستان به دست آمده به خط یونانی نوشته شده است. از این زبان چندین سکه، مهر و کتبیه نیز به دست آمده است. ابوریحان بیرونی در یکی از آثار خود به نام کتاب الصیدنه (کتاب داروشناسی) نام‌هایی به تخاری نقل کرده است.

زبان‌های گروه غربی: این زبان‌ها را به دو زبان شمالی و جنوبی تقسیم می‌کنند. زبان ایرانی میانهٔ غربی شمالی زبان ایالت باستانی «پارت» است. زبان ایرانی میانهٔ غربی جنوبی زبان ایالت «پارس» است. زبان‌های ایرانی میانهٔ غربی را به طور کلی «پهلوی» می‌خوانند. کلمهٔ پهلوی در طول زمان معانی گوناگونی یافته است. این واژه صورت تحول‌یافته «پَرثَو» است که بر قسمتی از شمال شرقی شاهنشاهی ایران خراسان امروز اطلاق می‌شود و اشکانیان از این منطقه برخاستند. و چون اولین سلسله بعد از هخامنشیان بودند، زبان رسمی و اداری رایج در دورهٔ آنها همان زبان ایرانی میانهٔ غربی شمالی است که به پهلوی اشکانی معروف است.

«در تاریخ ایران، پس از اشکانیان ساسانیان روی کار آمدند. در آغاز دورهٔ ساسانی هنوز زبان “پهلوی اشکانی” از رسمیت نیفتاده بود و کتیبه‌ها و فرامین شاهان نخستین ساسانی علاوه بر زبان ایالت پارس به زبان پهلوی اشکانی نیز نوشته می‌شد. به همین دلیل زبان ایالت پارس هم که به عنوان زبان رسمی و اداری ساسانیان در کنار پهلوی اشکانی به کار می‌رفت به نام “پهلوی ساسانی” شهرت یافته است. پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی قرابت و نزدیکی خاصی دارند و تنها اختلاف میان آنها، اختلاف لهجه‌ای و آوایی است!».

در این جا به اختصار به دو زبان پارتی و پارسیک (پارسی میانه) اشاره می شود:

زبان پارتی: زبان پارتی ابتدا در پهلوی قدیم بوده است. بعد از استیلای یونانیان در ناحیهٔ شمالی خراسان، حکومت اشکانی برپا شد. در مدت حکومت اشکانیان (۲۵۰ ق م تا ۲۲۴ م) زبان رسمی و اداری زبان پارتی بود. این زبان به نام‌های «پهلوانیک» و «پهلوی اشکانی» نیز خوانده می‌شود (باقری، ۱۳۸۰، ص ۸۲). آثار و اسنادی که از زبان پارتی موجود است به طور کلی به دو دسته تقسیم می‌شوند:

نخست. آثاری که به خط پارتی نوشته شده است. خط پارتی از جملهٔ خطوط دورهٔ میانه است که از خط آرامی اقتباس شده و دارای هزوارش است.

دوم. آثاری که به خط مانوی نگارش یافته‌اند و به نام متون تورفانی مشهورند.

آثاری که به خط پارتی نوشته شده شامل کتیبه‌ها (از جمله کتیبهٔ اردشیر و شاپور اول در قرن سوم میلادی که به سه زبانِ فارسی میانه، پارتی و میانه موجود است)، سکه‌ها، سفالینه‌های نسا (محلی در نزدیکی عشق آبادِ ترکمنستان)، قباله‌های اورامان (جنوب کردستان) و اسناد دورا ۔ اوروپوس (ساحل رودخانهٔ فرات در سوریه کنونی) است و آثاری که به خط مانوی نوشته شده‌اند. این آثار در تورفان واقع در ترکستان شرقی کشف شد و مربوط به ادبیات و مطالب مذهبی مانوی است.

زبان پارسیک (پارسی میانه): پارسی میانه (پارسیک) تنها زبانی است که بیشترین مقدار سند از آن باقی مانده است. این زبان گویش جنوب غربی ایران یعنی ایالت پارس بوده است به این زبان، پهلوی ساسانی نیز می‌گویند. از این زبان چهار نوع اثر به چهار خط مختلف به جای مانده است:

کتیبه‌های شاهان و رجال سیاسی، این کتیبه‌ها به خطی که از آرامی گرفته شده نوشته شده‌اند و هزوارش نام دارد و از راست به چپ نوشته می‌شده است مانند کتیبهٔ اردشیر اول در نقش رستم واقع در نزدیکی تخت جمشید.

زبور پهلوی، خطی که زبور پهلوی بدان نوشته شده، حد فاصل میان خط فارسی میانهٔ کتیبه ای و فارسی میانهٔ زردشتی است. در این خط هزوارش به کار رفته است و از راست به چپ نوشته می‌شده است.

آثار زردشتیان، به خطی نوشته شده که از اصل آرامی گرفته شده و در آن هزوارش به کار رفته و از راست به چپ نوشته می‌شده است. آثار فارسی میانهٔ زردشتی به سه دسته تقسیم می شوند: ترجمه‌های فارسی میانه از اوستا که زند نامیده می‌شود. زندِ بخش‌های مختلف اوستا، امروزه در دست است. متن‌های دینی فارسی میانه و متن‌های غیر دینی فارسی میانه که شامل متن هایی است به خط اوستایی و پازند نامیده می‌شود.

در ادامه بخوانید:  تعلیم خط نستعلیق و قواعد آن (بخش چهارم)

آثار مربوط به دین مانی، که به خط مانوی نوشته شده و از خط تدمری اقتباس شده است و هزوارش ندارد. خط مانوی برای آثار مربوط به دین مانی به زبان‌های سغدی و پهلوی اشکانی هم به کار رفته است.

٣. دورهٔ جدید (قرن دوم و سوم قمری / هشتم و نهم میلادی از آغاز دورهٔ اسلامی تاکنون – مهم‌تر از همهٔ زبان فارسی دری):  اصطلاح ایرانی نو به زبان‌هایی اطلاق می‌شود که پس از استیلای اعراب – در سال ۳۱ هجری یزدگرد سوم، پادشاه ساسانی به قتل رسید، با قتل او دولت ساسانی سرنگون شد و ایران جزئی از دولت اسلام گشت – در یکی از نقاط ایران رواج داشته و ذکری از آنها شده یا نمونه‌هایی اندک به جای مانده است. این اصطلاح بیشتر ناظر به ساختمان زبان‌ها یا گویش‌های مزبور است و تنها جنبهٔ تاریخی منظور نیست. آغاز این دوره فتح عرب و گسترش اسلام (و در ارتباط با این مسئله) رواج خط عربی است.

زبان‌های ایرانی در دوران باستان و میانه شامل گویش‌های متفاوتی بوده است که تنها نام و نشانی از آنها باقی مانده است که هر کدام به علت‌های سیاسی یا اجتماعی رسمیت یافته و زبان اداری و دولتی و یا زبان دینی شده بود. در طی تاریخ در هر یک از دوره‌ها یک زبان اداری بوده که بر گویش‌های متعدد محلی غلبه داشته است، و به عبارت دیگر همیشه در ایران یک زبان دری در کار بوده که زبان فارسی دری بعد از اسلام نیز آخرین مرحلهٔ تکامل و تحول آن است. تقریباً تمام اسناد زبان‌های ایرانی این دوره به خط عربی است.

زبان‌های ایرانی دورهٔ جدید از آن جهت که در حال حاضر نیز به کار می‌روند، زبان‌های زنده محسوب می‌شوند. مهم‌ترین زبان‌های این دوره عبارت‌اند از:

۱. زبان فارسی جدید ۲. زبان پشتو ۳. زبان کردی ۴. زبان آسی ۵. زبان یغنابی ۶. زبان مونجانی ۷. زبان ارموری ۸. زبان کومزاری ۹. زبان‌های پایدی ۱۰. زبان بلوچی ۱۱. زبان تاتی ۱۲. زبان تالشی ۱۳. زبان گیلکی ۱۴. زبان طبری ۱۵. زبان لری و بختیاری ۱۶. زبان‌های ایالت فارسی ۱۷. زبان‌های مرکزی ایران.

در اینجا نیازی به توضیح تمام این زبان‌ها نیست اما لازم است خاطرنشان شود که بعضی از آنها گویش (گویش، گونه ای از یک زبان، مانند کردی و لری.) نیز به حساب می‌آیند، به همین دلیل تنها به زبان فارسی جدید اشاره می‌شود.

زبان فارسی جدید: از میان زبان‌های ایرانی دورهٔ جدید «فارسی جدید» زبان رسمی، اداری، علمی و ادبی این دوره است. این زبان دنبالهٔ طبیعی و بلافصل زبان «فارسی میانه» است که اصطلاحاً «پهلوی» خوانده می‌شود. زبان فارسی میانه نیز هم‌چنان که ذکر شد، صورت تحول یافته و بلافصل زبان در فارسی باستان است در صورت مکتوب آن که در کتیبه‌های هخامنشی ضبط شده است. زبان فارسی جدید اغلب با صفت «دری» در مفهوم «اداری و دولتی» و گاهی نیز بدون صفت یعنی «فارسی» خوانده می‌شود.

زبان فارسی دری زبان رسمی و ادبی دولت مقتدر سامانی بود و به همین دلیل این زبان دارای ادبیات مکتوب بود. نهضت ترویج زبان فارسی به جای زبان عربی در زمان فرمانروایی سامانیان آغاز شد و به سرعت توسعه یافت. در دورهٔ غزنویان فارسی دری زبان ادبی کشور شد و کتاب‌های متعددی در زمینه‌های مختلف علمی، ادبی، تاریخی تألیف شد. در دورهٔ سلجوقیان این تمایل بیشتر شد تا جایی که زبان عربی منسوخ و زبان فارسی دری جای آن را گرفت. منطقهٔ رواج فارسی دری ابتدا در شرق و شمال شرقی ایران بود و بیشتر شاعران و نویسندگان ایرانی در دستگاه پادشاهان صفاری، سامانی، غزنوی و سلجوقی بودند. بنابراین از قرن سوم هجری به بعد زبان فارسی دری جای خود را در تمام شئون سیاسی و فرهنگی و اجتماعی بسیاری از نواحی ایران و آسیای مرکزی باز کرد. آنچه مهم است زبان فارسی دری در طول هزار سال دوام خود یکنواختی خود را از دست نداده و در آثار این دوران اختلاف چشم‌گیری از قبیل ترکیبات لغوی، نحو یا کاربرد کلمات رخ نداده است. و مؤید این نکته آثار شاعرانی چون فردوسی، رودکی، ناصرخسرو، عطار و… است.

شما میتوانید آخرین مطالب ما را از طریق تلگرام و اینستاگرام نیز دنبال کنید. برای عضویت در کانال تلگرام و اینستاگرام آکادمی آرنگ روی دکمه زیر کلیک کنید. همچنین فیلم ها با کیفیت های مختلف در یوتیوب هم قرار دارد.
مطالب زیر را حتما بخوانید

تاریخ تحول خط و زبان در ایران (بخش اول)

زبان پدیده‌ای اجتماعی است که با تحولات اجتماع دگرگون می‌شود. این وسیلهٔ ارتباطی هم در قالب نشانه‌های آوایی و هم در قالب نشانه‌های دیداری تحقق

چند راهکار ساده برای عکاسی خیابانی

ماهیت عکاسی خیابانی به ثبت زندگی روزمره در جامعه و خیابان باز می‌گردد. تمام محیط اطراف شما میتواند فرصتی برای تمرین باشد. نیازی نیست که

دیدگاهتان را بنویسید